فاء السببیّة : بر سر فعل مضارع می آید و قبل از آن نفی یا طلب (امر یا نهی...) قرار می گیرد:  إجتهد فتنجح
  فاءجواب الشرط: اگر جواب شرط جمله اسمیه یا امر یا نهی یا استفهام  باشد یا (قد، س ، سوف ،لن ) داشته باشد  واجب است بر  سرجواب شرط فاء جواب شرط (جزاء) بیاید. مانند :    إن تصبر فله أجر عظیم
  حرف عطف: جمله ما بعدش را به ما قبلش عطف می کند
  حرف تعلیل : معنی «به علت اینکه »دارد مانند:  ساعد الناس فهم إخوانك.
   زائدة برای زینت: برسر حسب و قط می آید .مانند:  معی درهم فقط
   الفاء الفصیحة: برسر جواب شرطی می آید که جمله شرط آن حذف شده است مانند:
 الكلام اسم و فعل و حرف فالاسم كذا . جمله شرط محذوف چنین بوده است« فإذا أردت أن تعرف الاسم فهو كذا».
فاء استینافیه: حرفی است که ما بعد آن با کلام سابق هیچگونه رابطه ‏ای ندارد (البته در لفظ) و جمله بعد شروع جمله جدید است و  این فاء محلی از اعراب ندارد مثل این آیه شریفه‏(فلمّا آتاهما صالحا جعلا له شرکاء فیما آتاهما فتعالی اللّه عمّا یشرکون)
نکته :فرق بین  «فاء السببیة» و «فاء تعلیل»این است که در«فاء السببیة» ما قبل آن علت برای ما بعد است مانند: اجتهد فتنجح. و در«فاء تعلیل»ما بعد آن علت برای ما قبل است مانند:اخرج منها فإنك رجیم و فرق دیگر ابن است که بعد از «فاء السببیة» فعل مضارع منصوب می آید.